اینکه امروز شاهد تلاش شبانه روزی مخالفان سرسخت توافق هسته ای برای احیای برجام هستیم و حتی نظام برای به ثمر رسیدن این تلاش ها مواضع خود درخصوص گفتگوی مستقیم با آمریکا را تعدیل می کند، علاوه بر مهر تایید بر درستی عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت قبل، بیانگر آن است که دولت مردان فعلي به این نتیجه رسیده اند که برخلاف شعارهای گذشته، نه تنها تحریم ها نعمت نیست بلکه رونق اقتصادی و حل مشکلات کشور، در سایه تحریم های ظالمانه غیرممکن است و موفقیت دولتِ يكدست هم  تا حد بسیاری به حل مشکلات با جامعه بین الملل بستگی دارد.

قابل تامل است که شعار تاثیر ده تا بیست درصدی تحریم ها در ایجاد مشکلات کشور که اصولگرایان برای تخریب دولت قبل و بی اهمیت جلوه دادن توافق هسته ای مدعی آن بودند، تنها چند ماه پس از در اختیار گرفتن قوه مجریه و تشکیل دولت انقلابي، رنگ باخت و دلواپسان و حاملان پرچم مخالفت با توافق هسته ای مجبور شدند در مذاکراتی که آن را خیانت می دانستند شرکت کنند و به دنبال احیای برجامی باشند که ترکمنچای دوم می دانستند و با افتخار آن را آتش زده بودند و نکته مهم آنکه بودجه ای را برای سال آینده به مجلس انقلابی تحویل دادند که در صورت شکست مذاکرات و عدم توافق با غرب و سخت تر شدن فروش نفت و تبادلات بانکی، با کسری فوق العاده ای رو به رو خواهد شد و مشکلات چالش برانگیزی را در مقابل دولت سیزدهم قرار خواهد داد که می تواند تحقق وعده ها را به رویا تبدیل کرده و اعتراضات مردمی را به دنبال داشته باشد.

در خصوص اهمیت مذاکرات هسته ای ذکر این نکته کافی است که بدانیم سیاست نگاه به شرق و علاقه مفرط بخشی از حاکمیت و دولت رئیسی به رابطه با چین و روسیه نیز بدون تعامل با جامعه بین الملل، نگاهی تک بعدی و محکوم به شکست خواهد بود. به عبارت دیگر با عینک برجام باید به شرق نگریست. استفاده از ظرفیت های دو قدرت بزرگ یعنی چین و روسیه در بستر یک سیاست خارجی متوازن و درکنار تعامل با جامعه جهانی و غرب قابل تعریف است و می تواند منافع ملی را تامین کند اما این تصور که می توان تنها با نگاه به شرق آن هم از روی استیصال و از موضع ضعف – همانند تخفیف های غیرمتعارف و تحقیرآمیز در فروش نفت به چین- بر مشکلات داخلی فائق آمد قطعا اشتباهی راهبردی است که عزت کشور و امید به آینده را در جامعه مخدوش خواهد کرد.

ضمن اینکه تجربه تاریخی و تلخ مردم از رابطه ایران و روسیه و همچنین عملکرد منفعت طلبانه شرکت های چینی در ترک زودهنگام ایران پس از تحریم های آمریکا و همراهی این دو کشور در تصویب قطعنامه های شورای امنیت علیه کشورمان در سال های نه چندان دور، باعث شده تا سیاست نگاه به شرق از حمایت حداقلی در میان مردم ایران برخوردار باشد و این تصور در جامعه تقویت شود که تصمیم سازان در یک بی توجهی عامدانه به خواست ملت در پرهیز از نزدیکی افراطی به این دو کشور به ظاهر دوست، به تبیین سیاست خارجی اقدام می کنند و این امر نیز چالشی جدی است که شکاف میان مردم و نظام  را افزایش داده و واکنش های بسیاری را به خصوص در فضای مجازی به همراه داشته است.

در همین راستا باید متذکر شد که بدون احیای برجام و در صورت شکست مذاکرات وین، علاوه بر اینکه تشکیل یک ائتلاف ضد ایرانی با همراهی اروپا و بسیاری از کشورهای منطقه برای انزوا و محاصره اقتصادی ایران قابل پیش بینی خواهد بود، با توجه به تجربیات گذشته و منفعت طلبی ای که از کشورهای به ظاهر همسوی روسیه و چین سراغ داریم، سیاست نگاه به شرق نیز با چشم پوشی قطعی این دو کشور از تداوم رابطه با ایران، عقیم خواهد ماند و شکست دیگری را نصیب اصولگرایان غرب ستیزی خواهد کرد که مروج دیپلماسی تک بعدی و شرق‌محور هستند.

اصرار متعصبانه به غرب ستیزی و تعمیق روزافزون رابطه با روسیه و چین آن هم در شرایطی که به دلیل در هم تنیدگی روابط و معادلات سیاسی و اقتصادی در عرصه جهانی شاهد آن هستیم که همین دو کشور نیز پیشرفت اقتصادی و توسعه خود را علیرغم همه چالش هایی که با آمریکا و کشورهای اروپایی دارند، در رابطه عمدتا با غرب تعریف می کنند، سوال برانگیز و موجب نگرانی نخبگان،‌ کارشناسان و حتی عموم مردم شده است.

به نظر می رسد کسانی که بر روی حمایت های کشورهای شرقی در مواجهه ایران با غرب حساب باز کرده اند و تصور می کنند که روسیه و چین منافع سرشار خود از رابطه با اروپا و آمریکا را به خاطر ایران به خطر می اندازند، یا به دلیل منافع جناحی و چسبندگی به قدرت، خود را به تجاهل زده اند و یا در هاله ای از بی خبری و شعارهای متعصبانه درون جریانی گرفتار شده اند و قادر به درک مسائل پیرامونی نیستند.

ذکر این نکته ضروری است که فضای تصمیم سازی در حوزه سیاست خارجی باید مبتنی بر عقلانیت و خردجمعی و در راستای تامین منافع ملی و ایجاد رفاه عمومی، امنیت و عزت مردم ایران ترسیم و تبیین شود و نمی تواند و نباید جولانگاهی برای تصورات و توهمات متعصبانه و عرصه ای برای تسویه حساب های جناحی و شعارهای باندی و گروهی تلقی شده و همانند سدی در مقابل پیشرفت و توسعه کشور خود را نمایان سازد و برای همیشه مبتنی بر یک سری تصمیمات و شعارهای ثابت و غیر قابل تغییر و انعطاف باقی بماند.

 

منبع: روزنامه سازندگی