*محمد سالاری

تبعات سرکوب زیست شبانه در تهران


تهران شهری است که در کمتر از نیم‌قرن چند برابر شده و در پهنا و ارتفاع ظرفیت‌های خود را به مصرف رسانده است. جمعیت قریب به 9 میلیون نفری تهران که در شهری انباشته صبح را به شب می‌رسانند عرصه را بر خود تنگ می‌بینند. از تنگناهای معیشتی که بگذریم فضا هم بر شهروندان تنگ‌شده است. توصیف ساده فضا این است که از سه بعد انسان، مکان و زمان تشکیل‌شده است. در فضای شهر تهران حداقل در میان‌مدت از این سه در دو بعد دیگر نمی‌توان مداخله جدی کرد: نه می‌توان جمعیت میلیونی که از اقصا نقاط کشور به جبر معیشت به پایتخت جذب‌شده‌اند را از آن جدا کرد و نه از عرصه زمین و ارتفاع شهر چیز زیادی باقی‌مانده که آن را به سرانه‌های عمومی بازگرداند. زمان اما در این میان عنصری است که تهران تاکنون به علل بسیار از ظرفیت آن برای گشودگی فضای زندگی شهروندان غافل بوده است. عمده ساکنین پایتخت روزهای فشرده و پرمشغله‌ای دارند و مجبورند هر کاری دارند در ساعات محدود روز به انجام برسانند و در انجام این تکلیف دشوار باید با غول ترافیک هم گلاویز شوند. مردم تهران به «فقر زمان» دچار شده‌اند. با پایان روز ، شهر هم رفته‌رفته خاموش می‌شود و گرچه زیستی غیررسمی با شروع شب آغاز می‌شود اما این زیست شبانه به علت قرار گرفتن در خارج از محدوده رسمی برنامه‌ریزی و مدیریت شهری هم ناقص و نابالغ باقی‌مانده هم با آسیب‌هایی همراه بوده است. همین به رسمیت نشناختگی زیست شبانه در سال‌های گذشته، موجب بدنامی و شکل‌گیری ذهنیت‌های منفی در مورد فعالیت‌های شبانه نزد برخی از تصمیم‌گیران شده است. در ذهنیت این تصمیم‌گیران، شهر شب با بزه، رفتارهای نابهنجار به‌خصوص جوانان، ناامنی و فضاهای کنترل نشده تداعی می‌شود.

اما چه بخواهیم چه نخواهیم ما در عصر شهری‌شدن زندگی می‌کنیم، عصری که جمعیت شهری جهان بر جمعیت روستایی آن غلبه یافته و زندگی شهری سبک غالب ساکنان کره زمین شده است. روزبه‌روز بر تعداد کلان‌شهرهای جهان افزوده می‌شود و ظهور این کلانشهرها اقتضائات خود را بر سبک زندگی انسان‌ها تحمیل کرده‌اند. ساکنان کلان‌شهرها در سرتاسر جهان، برای جبران فقر زمانی خود مجبور شده‌اند تأمین بخشی از نیازهای خود را به ساعات شب موکول کنند. علاوه بر این کوچ اجباری به شب، شهرهای بزرگ امروزی شاهد حضور طبقات و گروه‌های جمعیتی هستند که نه از سر اجبار که از سر میل و سلیقه، ترجیح می‌دهند شب‌ها بیرون بزنند و اوقات خود را در فضای شبانه سپری کنند. انواع گروه‌های نوجوانان، جوانان، هنرمندان و روشنفکران، فعالان مدنی که در روز به معیشت شخصی خود مشغول هستند و لاجرم باید فعالیت‌های داوطلبانه خود را در شب پی بگیرند و البته گردشگران ازجمله طرفداران زیست شبانه هستند. این روندی است که همه شهرهای بزرگ دنیا طی کرده‌اند و مانند دیگر مقتضیات زمانه مانند فناوری‌های نوظهور کسی را یارای مقابله و سدکردن مسیر آن‌ها نیست. تجربیات جهانی نشان می‌دهند هرگاه زیست شبانه از محدوده رسمی مدیریت یکپارچه شهری حذف شود و به حال خود رها شود و یا حتی سرکوب شود، نتیجه‌اش نه توقف و از بین رفتن زیست شبانه که نابهنجار شدن آن و البته گرفتاری‌های پیچیده‌تر برای مدیریت شهری است. همین تجربیات جهانی نشان می‌دهند هرگاه برنامه‌ریزی و مدیریت شهری با رعایت اصل مشارکت و یکپارچگی وارد ساماندهی زیست شبانه شهر شده، نتیجه‌اش رونق اقتصادی شهر، نشاط اجتماعی، برقراری امنیت پایدار و رضایت‌مندی شهروندان بوده است.

شورای شهر پنجم با توجه به این ضرورت‌های عینی و با مطالعه تجربیات جهانی، یکی از مأموریت‌های اصلی خود را ساماندهی زیست شبانه کلان‌شهر تهران قرار داده است و در همین راستا طی مصوبه‌ای با عنوان «الزام شهرداری تهران به برنامه‌ریزی و انجام اقدامات لازم برای بسترسازی تحقق زیست شبانه» شهرداری تهران را ملزم کرد که طرح احیاء زیست شبانه شهر تهران را تهیه و به شورا ارائه کند. این مأموریت ازنظر شورای شهر پنجم چنان مهم بود که علاوه بر این در بخش‌های مختلف برنامه پنج‌ساله سوم توسعه شهر تهران هم سرفصل‌هایی را به آن اختصاص داده است. همه‌ این تأکیدات و مطالبات اولاً همان‌طور که گفته شد ناشی از ضرورت‌های عینی جامعه شهری امروز است و ثانیاً نتیجه ساعت‌ها بحث و بررسی کارشناسی با حضور همه ذی‌نفعان و ذی‌مدخلان شهر من‌جمله نمایندگان نیروی انتظامی به‌عنوان مسئول اصلی تأمین امنیت شهر بوده است.

در جلسات و مطالعات کارشناسی به‌عمل‌آمده بارها بر این امر تأکید شده که حضور گروه‌های مختلف مردم ازجمله خانواده‌ها در فضای شبانه شهر، خود قوی‌ترین ضامن امنیت و بهترین ابزار نظارت است و این کاملاً خلاف تصور ذهنی برخی از مسئولان است که رونق‌بخشی به زیست شبانه موجب دغدغه‌های امنیتی و اجتماعی می‌شود. آنچه امنیت ذهنی و پایدار جامعه را تهدید می‌کند غفلت از فرآيند تغییرات جامعه و انکار و رها کردن آن‌ها به حال خود است. نگاه امنیتی و ترس‌زده به تحولات اجتماعی همیشه از جامعه و تحولات آن عقب می‌افتد و فرصت برنامه‌ریزی و هدایت این تغییرات به سمت بیشینه کردن مزایا و کمینه کردن معایب را از دست می‌دهد.

نمایندگان مردم در شورای شهر و متخصصان امنیت در نیروی انتظامی با توجه به واقع‌بینی و نگرشی همه‌جانبه به مسئله امنیت پایدار و پس از مطالعات مفصل به این فهم مشترک دست یافتند که ساماندهی زیست شبانه از طریق یک مدیریت یکپارچه و مشارکتی با فراهم آوردن زیرساخت‌های لازم در بخش امنیت، حمل‌ونقل، کسب‌وکار و غیره می‌تواند امنیت همراه نشاط و رونق اقتصادی توأم با رضایتمندی توده‌های مردمی را به همراه داشته باشد.

بااین‌همه فرمانداری تهران متأسفانه با تکیه‌بر همان نگاه تک‌بعدی به امنیت با مصوبه شورای مبنی بر الزام شهرداری به ارائه طرح ساماندهی زیست شبانه مخالفت کرده است و حتی در نامه مخالفت خود الزامات قانونی را که بر اساس آن باید موارد مغایر با قوانین را در مصوبات شورا به‌صورت موردی بیان کند رعایت نکرده است و با بیانی کلی و مجمل کل مصوبه شورا را زیر سؤال برده است.

توقع این است فرمانداری محترم تهران با دقت نظر و سعه‌صدر بیشتری به موضوع نگاه کند و با رویکردی تعاملی در جهت مدیریت یکپارچه شهر تهران، به مجموعه نهاد مدیریت شهری کمک کند که آنچه نهایتاً مصوب و اجرا می‌شود در جهت افزایش سطح رضایت‌مندی شهروندان و رفاه نسل‌های آینده باشد.