نظارت مستمر بر فعالیت های شهرداری تهران توسط شورای شهر دوره چهارم


خبرآنلاین : تراکم فروشی، بزرگترین مبنع درآمد شهرداری تهران است. با این حکم کلی نمی توان به هیچ شهرداری خرده گرفت؛ چه اینکه در جایگاه دفاع می نشیند و می گوید "از کجا پول بیاورم پل و بزرگراه بسازم و پارک ها سبز بماند و زباله ها جمع شود؟"

 

اما در چند ماه گذشته ساخت و سازهای عجیب و غریبی رسانه ای شده که نشان از مجوز دادن های بی ضابطه برای تامین بودجه مورد نیاز شهر دارد و البته واکنش های مردمی هم به همراه داشته است. جالب اینکه تهران دو سند بالادستی به اسم طرح جامع و طرح تفصیلی دارد و البته گفته شده که ساخت و سازهای عجیب و غریب برج سازی و تخریب گسترده باغ ها و بوستان ها، مانند پروژه بابک زنجانی و بوستان مادر، مطابق هیچ کدام از این سندهای بالادستی نیست.

 

در این میان رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران، ری و تجریش معتقد است شهرداری تهران با تزریق نگرانی به شهروندان باعث افزایش رشد درآمد خود حاصل از فروش تراکم شده است.

 

محمد سالاری در کافه خبر درباره آخرین وضعیت طرح تفصیلی تهران و احتمال کنار گذاشته شدن این طرح می گوید: قرار نیست این طرح کنار گذاشته شود ولی به اندازه ای تغییرات در آن زیاد است که شورای عالی شهرسازی و معماری در جلسه آینده خود تصمیم می گیرد با این طرح چه کند.

 

سالاری همچنین گفت: رئیس جمهور سابق به ناگاه در یکی از جلسات شورای عالی شهرسازی و معماری حاضر می شود و اعلام می کند چرا سقف جمعیتی تهران را روی 8.7 میلیون نفر متوقف کرده اید؟ تهران تا 10.5 میلیون نفر جا دارد و حاصل این سخن، یک مصوبه سریع است که کل طرح تفصیلی تهران را تغییر داده. مصوبه ای که همچنان بخشهایی از آن، به دلایل مختلف از جمله واهمه از تبعات اجتماعی ابطالش، معتبر شمرده می شود.

 

مشروح گفتگو با محمد سالاری را که در کافه خبر انجام شد، در ادامه می خوانید:

 

***

 

چرا طرح تفصیلی تهران اینقدر با تغییر مواجه شده که چند ماهی یک بار مجوز پروژه های کلانی مانند برجسازی بابک زنجانی، برجسازی در باغ معنوی جمشیدیه و ... ابطال می شود. اصلا این طرح، دیگر محلی از اعراب دارد یا تنها به درد بحثهای دانشگاهی و ظاهر قانونی کار می خورد؟

 

اتفاق خوب این بود که شورای دوم و سوم، طرح های جامع و تفصیلی را در شورای عالی شهرسازی و معماری تصویب کرد. طرح جامع در سال 86 و طرح تفصیلی در سال 91 به صورت قانونی ابلاغ شد. طرح تفصیلی، برشی از طرح جامع شهر تهران است که راهکارهای 17 گانه طرح جامع را به صورت ریز و تفصیلی مطرح کرده یعنی در راستای طرح جامع است. در سطح بعدی، طرح های موضعی و موضوعی است یعنی در سه سطح، برای تهران طرح داریم. اشکال اینجاست که بین ابلاغ سطح یک (طرح جامع) و سطح دو (طرح تفصیلی) 5 سال فاصله هست. عملا در این فاصله 5 ساله خیلی از اولویتها و ضرورتها از بین می رود و الزامی برای انجام آنها وجود ندارد.

 

 

چرا به ضرورتهای جدید در نوشتن این طرحها دقت نشده بود؟

 

دلیلش واضح است؛ شهر در حال توسعه است و مانند یک قطار در حال حرکت است و رشد و توسعه فناوری نیز در این بین نقش زیادی دارد. اینقدر سرعت توسعه بالاست که خیلی از الزامات تغییر کرده است. بدتر اینکه طرحهای موضعی و موضوعی که پیوست قانونی در طرحهای جامع و تفصیلی شمرده می شود، سقف زمانی اجرایی در سال 90 داشته اند و اکنون پس از گذشت 3 سال از آخرین مهلت اجرایی این طرحهای موضعی و موضوعی می بینیم اصلا یکی از این طرحها، مطالعه نشده و شهرداری نیز می گوید قابلیت اجرایی ندارد. واقعیت این است که اینها کلی اشکال دارد.

 

 

 

پس اینطور که می گویید بنای واضحی برای شهرسازی در تهران وجود ندارد و مردم حق دارند برای دریافت پروانه ساخت و افزایش طبقات و گرفتن تراکم هر قدر که پولشان می رسد به شهرداری هجوم بیاورند؟

 

متاسفانه دوستان شهرداری آمدند چون درآمد پایدار نداشتند، قبل از ابلاغ طرح تفصیلی به صورت مدیریت شده به اذهان عمومی این پیام را دانند که به زودی طرح تفصیلی قرار است ابلاغ شود و طبقات منازل کم خواهد شد. این پیام به صورت مستمر و زمان دار به مردم داده شد که همه بیایند مجوز ساخت و ساز بگیرند. این اتفاقی بود که در نیمه دوم سال 89 و 90 افتاد و بسیاری از مطالعات و پیش بینی طرح تفصیلی از جمله سقف جمعیتی مناطق و پهنه بندی مناطق به مسکونی- تجاری، کار و فعالیت(تجاری و اداری)، مسکونی و کاربری های عمومی و پارکها بی اثر شد. القای این نگرانی که طرح تفصیلی در حال ابلاغ است و تعداد طبقات شما کم خواهد شد باعث شد شهروندان حساب کنند در صورت کم شدن این طبقات، درآمد و ثروت خود را از دست می دهند، پولشان را از بازار و بورس بیرون کشیدند و به هر زحمتی بود، پروانه گرفتند و ساخت و ساز را افزایش دادند.

 

 

آیا پس از ابلاغ طرح تفصیلی، این هجوم متوقف شد؟ یعنی آنقدر که شهرداری اعلام می کرد، طرح تفصیلی توانست جلوی ساخت و ساز بی قاعده را بگیرد؟

 

به موجب مفاد طرح تفصیلی، باید این طرح پویا و انعطاف پذیری باشد و سال اول پس از ابلاغ را به عنوان "سال تدقیق" گذاشتند. شهرداری 22 مشاور در 22 منطقه گرفت و یک مشاور مادر هم در شهرداری مرکزی گذاشت و آنها قرار شد در بازدیدهای میدانی دقیقا مشخص کنند کدام اراضی، چه پهنه ای از لحاظ کاربری مسکونی،اداری، تجاری و عمومی باید داشته باشند. استدلال شان هم این بود که می گفتند ممکن است طرح تفصیلی در مقیاس واقعی دقیق نباشد و احیانا همپوشانی پهنه ها وجود داشته باشد. این کار را کردند و تحت این عنوان شهرداری تهران به مناطق ماموریت دارد که پروژه های بزرگ و متوسط مقیاس را بیاورند در کارگروه های کمیسیون ماده 5 و پیوست مالی آن را بررسی کنند تا هرجا امکان درآمدزایی بود، کار کنند. یعنی عملا در پروژه ها، جنبه های اجتماعی، شهرسازی، معماری و زیست محیطی مهم نبود. تعداد زیادی از این پروژه ها را آوردند و حالا ما داریم به عنوان دغدغه اذهان عمومی جلوی آنها را می گیریم و به شورای عالی شهرسازی و معماری ارجاع می دهیم تا پروانه ساختمان لغو شود. عمده این اتفاق در نیمه دوم سال 89 و 90 افتاد.

 

 

آیا حالا پس از استقرار شورای چهارم این مشکل حل شده و دیگر مجوز تغییر کاربری نمی دهند؟

 

همین الان که سال 93 هستیم، متاسفانه شهرداریهای مناطق 22 گانه در شوراهای معماری مناطق با حضور شهردار منطقه و معاونتهایشان، از بخشی از مفاد طرح تفصیلی، تفسیرهایی به نفع درآمدزایی شهرداری استفاده می کنند. مثلا مطرح می کنند در طرح تفصیلی اگر خیابانی دارای 60 درصد بارگزاری بود، بقیه پلاکها نیز می توانند از این میزان بارگزاری مسکونی استفاده کنند. ساده تر، این است که اگر در یک کوچه، شما ساختمان 6 طبقه داشتید، می توانید همه این کوچه را تا 6 طبقه بسازید. خب اینطور تا آخر خیابان همه بغل دست هم 6 طبقه می سازند. این قوانین من درآوردی و مغایر با طرح تفصیلی است. گاهی برمی خوریم با پلاکی که سر یک تقاطع است. بر خیابان بزرگ، او می تواند 6 طبقه بسازد و می سازد و عملا همسایه های داخل کوچه که بر کوچکتر این پلاک هستند نیز از او تبعیت می کنند و تا آخر بر کوچه کوچک، این طور ساخته می شود.

 

 

 

با این حساب، آیا قصد دارید طرح تفصیلی را متوقف کنید؟

 

نه، ما قصد توقف نداریم. ما معتقدیم طرح تفصیلی مانع بسیاری از اقدامات غیرقانونی شد، چون اگر این طرح نبود، ممکن است در یک خیابان مجوز 10 طبقه هم بدهند. مشکل اینجاست در زمان ابلاغ طرح تفصیلی شهرداری موظف بود ضوابط بلندمرتبه سازی را ظرف 6 ماه تنظیم کند و به صحن شورای شهر بیاورد. الان بعد از 2 سال تازه می گویند ضوابط بلندمرتبه سازی را تهیه کرده اند. ولی اینها هنوز رسما به ما نداده اند و اینها را فقط ما شنیده ایم. اینطور می شود که برخی جاها پروژه هایی که می بینیم 20 طبقه است، پروانه آن در کمیسیون ماده 5 تصویب شده و البته قانونی است.

 

 

 

کمیسیون ماده 5 چطور به راحتی مجوز ساخت بلندمرتبه به این صورت و تغییر کاربری می داده؟

 

بالاخره قانون پیش بینی کرده بخشی از شهر تهران می تواند بلندمرتبه سازی داشته باشد. کسانی که طرحهای جامع و تفصیلی تهیه کرده اند، این را پیش بینی کرده اند. الان که ضوابط بلندمرتبه سازی هنوز ابلاغ نشده، مناطق می توانند موارد درخواست بلندمرتبه سازی را در کمیسیون ماده 5 بفرستند و در این کمیسیون نمایندگان چند وزارتخانه و شورای شهر تهران و شهردار حضور دارد و تصمیم می گیرند. اشکال این است که رویکرد کمیسیون ماده 5 اشتباه بود و شورای چهارم توانست این رویکرد را متوقف کند. شهرداری توانسته بود بقیه نهادهای عضو این کمیسیون را با خود همراه کند که هر پروژه ای درآمدزاست، به درد ما می خورد و باید برایش پروانه صادر کرد. خوشبختانه ما موفق شدیم این روند را متوقف کنیم و در 6 ماه اخیر مجوزی را با این نگاه نداشتیم و این یکی از آورده های شورای چهارم است. برخی از مجوزهایی که مصوبه کمیسیون ماده 5 داشته اند، ولی چون تخلفات قابل توجه بوده و نماد تخلف در شهر تهران شمرده می شوند-از جمله پروژه ایران زمین و باغ معنوی- توانستیم فشار بیاوریم و این پروژه ها را متوقف کنیم.

 

 

 

پارک مادر هم از همین قبیل است؟

 

پروژه پارک مادر اصلا مجوز ندارد. در پارک مادر اتفاقی که افتاده، بدون مجوز و صرفا با یک توافق نامه بین سرمایه گذار خریدار ملک و شهرداری منطقه 5 کار را شروع کرده اند. بازدیدی که داشتیم یک توافق نامه دستی آورند که خود این سند را هم نمی دانیم اصالت دارد یا نه. اصلا نمی دانیم پای آن امضای کیست. در این توافقنامه سطح اشغال و تعداد طبقات را مشخص کرده اند و مطالبات را با همدیگر تهاتر کرده اند.

 

 

 

یعنی چه؟ با یک دستنویس، پارک را تبدیل به آپارتمان کرده اند؟ بدون طی مراحل قانونی؟

 

بله، این امکان وجود دارد که در بوستان مادر حتی بدون پروانه، این توافق را کرده باشند. ولی مگر برای یک شهروندعادی مانند من و شما نیز این اجازه را می دهند؟ یعنی خاکبرداری در این سطح و سطح پروژه عظیم که سرمایه ملی در آن صرف می شود، بدون نظارت نهادهای مسئول از جمله سازمان مهندسی، مهندسان ناظر و شهرداری و شورا ساخته می شود و کسی هم در جریان نیست؟

 

اشکال اصلی این است که بوستان مادر در پهنه g یعنی حفاظت شده است که حدود 11 هکتار بوده. ریشه این ملک باغ نبوده، تعدادی درخت داشته، ولی جزء اراضی توسعه ذخیره شهری بوده که برای تامین سرانه های هفتگانه شهر پیش بینی شده اند. این پروژه متعلق به تعاونی فرهنگیان و بانک ملی بوده و می توانستند بخشی را بسازند و بخشی را برای تامین سرانه ها، تبدیل به فضای سبز کنند. شهرداری تهران در شورای سوم، این زمین را در مناقصه گذاشته و اعضای شورای شهر آن دوره از جمله دکتر شکیب این پرونده را بررسی کرده و به شهردار تهران تذکر داده و دکتر قالبیاف جواب داده اینجا پهنه حفاظت شده g است و نهایتا وقتی سرمایه گذار این اتفاقات را می بیند، منصرف می شود. اینها بین دو شورا، شنیده هایمان حاکی از این است که بدهی شهرداری در اتوبان صدر، باعث شده این زمین را به طلبکار بدهند و طلب آن سازمان در اتوبان صدر با این پروژه تهاتر شده.

 

در واقع شهرداری تهران مقصر است و به شهر و شهروندان ظلم کرده و پروژه ای را به پیمانکار خود فروخته و نهاد سرمایه گذار هم به دلیل غش در معامله شهرداری می تواند از او شکایت کند که چرا تغییر در پهنه داده اید و آن را به جای طلبم به من قالب کرده اید. شهرداری باید پول این نهاد مسئول که در پروژه اتوبان صدر سرمایه گذاری کرده را می داده یا زمینی را می داده که مشکل نداشته، ولی آمده و اینکار را به صورت غیرقانونی انجام داده. حتی خود این سرمایه گذاران هم نگرانند. این تبعات برای آنها دارد. همینجا هم باید از آنها حمایت کنیم، کار نداریم سپاه است یا ارتش یا نیروی انتظامی، از سرمایه گذار باید حمایت شود و جلوی کار خلاف شهرداری گرفته شود.

 

پس یعنی شهرداری بدهی هایی را که بالا آورده اینطور تسویه می کند؟

 

ما می گوییم اگر شهرداری تهران توانایی پرداخت تعهدات خود را ندارد، چه الزامی دارد پل صدر را بسازد؟ چرا پارکها را می فروشد و بدهی این پروژه ها را می دهد؟ این چه خدمتی به مردم است؟ ما پارک داشته باشیم یا اتوبان اضافه کنیم؟ مطالعات نشان می دهد اتوبان صدر در اهداف خود موفق نبوده، نه ترافیک کم شده و نه مصرف سوخت کاهش یافته. شهرداری تهران اگر پول ندارد این پروژه ها را اجرا نکند، این بهتر است و خدمات به مردم شمرده می شود

 

 

نهایتا سرنوشت پارک مادر به کجا می رسد؟

 

رئیس شورا، کمیسیون شهرسازی و معماری را مکلف کرد وضعیت این پارک را پیگیری کند. با معاون شهردار و اعضای شورای شهر جلسه گذاشتیم و نماینده شورای عالی شهرسازی هم آمد. شهردار منطقه 5 گزارشی را ارائه کرد و دلیل آورد ما در منطقه 5 شهرداری تهران از لحاظ سرانه های هفتگانه از حد استاندارد هم بیشتر فضا ایجاد کرده ایم. ما می گوییم شما کار خوبی کردید وتشکر می کنیم ولی بحث این است که اگر بنا باشد طرح تفصیلی که این همه اعلام شده میلیون ها ساعت کار کارشناسی روی آن شده و در مراجع مختلف تصویب شده و میثاق ملی است، اگر قرار است شهردار تهران با یک تکه کاغذ به عنوان موافق نامه بتواند یک پارک عمومی را تبدیل به یک پهنه مسکونی و تجاری کند، اینطوری سنگ روی سنگ بند نمی شود.

 

همین ادله را شهردار منطقه 5 می گوید، شهرداری باید پیوست می کرد و درخواست می داد به شورای شهر و می گفت با توجه به افزایش سرانه ها، این جا را می خواهیم تبدیل به آپارتمان کنیم. شهرداری به آقای شکیب گزارش داده که اینجا را می خواهیم بفروشیم و صرف تملک باغات کن کنیم. الان می بینیم یک ریال در مقابل واگذاری بوستان مادر پول نگرفته اند و در اصل با بدهی شهرداری در پروژه اتوبان صدر تهاتر شده و چیزی برای تصرف باغات کن صرف نشده. دو جلسه در شورای عالی شهرسازی و معماری در این باره بحث شد و حتی معاون وزیر گفت اینجا هنوز پارک است. گفتم لابد پارک دو طبقه می خواهند بسازند که اینقدر گودبرداری کرده اند.

 

نهایتا رفتیم با آقای مهندس حناچی معاون وزیر برای بازدید رفتیم به بوستان مادر و من بزرگترین پروژه شهری را در آنجا دیدم و درخواست کردیم موارد متعددی که از تخلفات مشابه این پروژه است در یک جلسه با حضور شهردار و رئیس شورا در شورای عالی شهرسازی بررسی شود و قرار شده در نشست آینده این شورا تصمیم گیری نهایی کنیم.

 

 

 

پس با این حجم تغییرات عملا فاتحه طرح تفصیلی را بخوانیم؟

 

اواخر سال گذشته، مشاور شورای عالی شهرسازی، گزارشی داد مبتنی بر اینکه مجموعه اتفاقاتی که عرض شد، باعث شده عملا در راستای تحقق اهداف طرح تفصیلی پیشرفتی نداشته باشیم و مغایرتهای جدی در این باره وجود دارد. مجموعه آن گزارش باعث شد ما نیز وارد شویم و درخواست بازنگری کنیم. برخی از این تخلفات به شورای سابق برمی گشت و در روزهای آخر دولت، شخص آقای احمدی نژاد در شورای عالی شهرسازی و معماری کشور حضور یافت و گفت کی گفته 8.7 میلیون نفر می تواند این شهر ساکن شود؟ تهران می تواند پذیرای 10.5 میلیون نفر شود. مگر 2 میلیون نفر اضافه شود، چه می شود؟ این حرف منتج به این شد که کارگروه ها در همان اتاقهای اطراف ظرف نیم ساعت، یک پیش نویس آوردند و در نهایت یک مصوبه 8 بندی تصویب شد که هر کدام به نوبه خود، بارگزاری شهر را اضافه کردند و عملا طرح تفصیلی را تغییرات کلی دادند.

 

 

تا حالا نشنیده بودیم رئیس جمهور سابق شخصا در این باره تصمیم بگیرد. قبلا گفته شده بود شهرداری تهران و دولت سابق با تصویب این مصوبه، زمینهای دولت را آزاد کردند و در عوض شهرداری هم دستش باز شد که تراکم بفروشد؟

 

بخشی از نتایج این مصوبه، همین است ولی آن جلسه شورای عالی شهرسازی و معماری به ریاست شخص دکتر احمدی نژاد تشکیل می شود و وزیر مسکن و شهرسازی هم بوده که تصویب می شود بارگزاری های زیرپهنه ها افزایش یابد. حتی گفتند زیر 50 متر هم مجوز ساخت و ساز بدهید که به نظر من نقطه قوت این مصوبه است زیرا به بازسازی بافت فرسوده کمک می کند. یکی از بندهای این مصوبه، این طور بود که کلیه اراضی توسعه شهری که اکنون خالی است و به اصطلاح می گویند "اراضی زمین شهری" است و به موجب قانون به تامین سرانه های هفتگانه آموزشی، بهداشتی، فضای سبزو... اختصاص می یابد، رئیس دولت آمد تقاضا کرد تبدیل به پهنه های مسکونی و تجاری شوند و تصویب شد.

 

تصویب این یک بند به اندازه کلیه تخلفات شهرداری در این 10 ساله، بود. یعنی این اراضی دیگر قابل فروش است. یک بند دیگر این بوده که زیرپهنه های باغات به هم پیوسته شهر تهران مانند کن و سوهانک و ... می شوند که بیشتر از 15 درصد سطح اشغال زمین، مالک حق ساخت ندارد. یعنی در 1000 متر زمین، 150 متر می توانسته بسازد. لذا تا آن روز عملا کسی انگیزه نداشت باغ را به ملک مسکونی تبدیل کند. به موجب یک بند از این مصوبه، می شود در باغات به هم پیوسته 4 طبقه با تراکم 30 درصدی ساخت و به موجب بقیه مفاد طرح تفصیلی که تعیین می کند که اراضی بیش از 3 برابر مساحت مبنا (300 متر) باشد، می توانند یک طبقه اضافه بگیرد و اگر 5 برابر بیش از مساحت مبنا باشد می تواند 2 برابر بگیرد. عملا چون باغات بزرگ هستند، 2 طبقه اضافه را می توانند مجوز بگیرد. عملا تمامی باغات با این مصوبه از بین رفت.

 

و تبعات دیگر این مصوبه که برای شهرداری و دولت برکت داشت، برای شهر چه بود؟

 

بند دیگر این بود که شهرکهای شهر تهران که محدودیت ساخت داشتند، همچنان باقی بمانند. این اقدام خوب بود، یعنی شهرک غرب که همه ویلایی هستند، همینطور باقی بمانند یا شهرک گلستان منطقه 4 دو طبقه بیشتر اجازه ساخت نداشت، ولی این ماموریت را به شهرداری دادند که این شهرکها را به شورای عالی شهرسازی معرفی کنند که آنها هم تا امروز خیلی از این شهرکها را معرفی نکردند و بارگزاری در آنها مانند بقیه مناطق تهران انجام می شود.

 

این تغییرات عمده باعث شد شورای عالی شهرسازی و معماری تصمیم بگیرد کل این مصوبه را لغو کند، ولی ما مخالف بودیم چون مردم تقصیر ندارند اگر در یک مقطع زمانی، دولت تصمیم اشتباه بگیرد و به همه مطالعات پشت پا بزند. ما می گوییم در خیابان ها و کوچه ها، آدمی بوده که تمکن ساخت نداشته اند، بقیه تمام سطح کوچه و خیابان را هر چه توانسته اند ساخته اند و الان شما جلوی آن اقشار ضعیف را می گیرید؟ ما به وزیر گفتیم ابطال این مصوبه، تبعات اجتماعی دارد و او هم قبول کرد ولی توانستیم بند مربوط به ساخت و ساز در پهنه باغات را لغو کنیم. البته این هنوز در فرآیند تصمیم گیری است و قرار است مغایرتها مطرح شود و یک تصمیم کلی گرفته شود که مشکلات اجرای طرح تفصیلی لغو شود.

 

 

 

شاید همین نوع نگاه که می گویید با در نظر گرفتن تبعات اجتماعی تصمیمات است، باعث شده برخی، شورای چهارم را سیاسی بخوانند؟

 

نه قبول ندارم، شورای چهارم توانست توامان با تدوین برنامه 5 ساله دوم، برنامه ریزی خوبی روی حرکت شهرداری داشته باشد. ما از شهرداری خواستیم برنامه پنج ساله اول را بدهند که یک گزارش کلی بود و همه منتقد آن بودند و رئیس شورا گفت این مورد قبول ما نیست. در جلسه غیر علنی هم شهرداری گفت ما غیر از این موارد، دستمان خالی است و گزارشی برای ارائه نداریم. برای تدوین برنامه 5 ساله، حتی ما ورود افراطی در شرح برنامه ها کردیم و دیدیم در کمیسیون های مختلف در حد پروژه، ما برنامه را نوشتیم چون عدم اعتماد به شهرداری وجود دارد. بودجه سال 93 هم خوب بسته شد، ولی ایده آل نبود. این بودجه برشی از برنامه 5 ساله دوم بود. لذا تا اینجای کار برنامه پنج ساله دوم، واقع بینانه، کمی، سنجش پذیر و زمان دار تهیه شد. منتهی الان زمانی است که شورای چهارم بیاید شهرداری تهران را نظارت پذیر کند. من این را به عنوان تذکر آماده کرده ام.

 

 

 

فکر می کنید شهرداری آنطور که شما می خواهید نظارت پذیر شود؟

 

سعی خودمان را می کنیم. آقای قالیباف اکثر جلسات یکشنبه ها را می آید. مهمترین اولویت شورا، نظارت در سطوح برنامه، بودجه و نظارتهای میدانی است. ما به صورت میدانی از این هفته در کمیسیون شهرسازی و معماری از این هفته نظارت را شروع کرده ایم. مشکلی که در شهرداری تهران وجود دارد و اولویت شورای چهارم است، این است که شهرداری به لحاظ پیشینه و سوابق گذاشته بد عادت شده اند و برنامه پذیر نیستند. حتی اعتقاد دارم برخی ادارات کل و سازمانها، یک بار هم برنامه 5 ساله شورای شهر را مطالعه نکرده اند. این یک آسیب جدی است که برای نهاد شورا، خطرناک است. اگر شورای چهارم نتواند شهرداری تهران را در این دوره نظارت پذیر کند عملا ناکارامدی شورا در اذهان عمومی محسوس می شود و برای نهاد شورا خطرناک است.

من در شورای شهر متوجه شده ام در 5 ساله گذشته، شهرداری هر کاری خواسته در تخصیص بودجه ها انجام داده، در حالی که تخصص بودجه مهمترین اقدام در برنامه است، ولی اگر درست این کار انجام نشود، عملا شهرداری تهران به خودمختاری می رسد. امسال سال اول اجرای برنامه است و فکر می کنم همه به این دغدغه رسیده اند که شهرداری را نظارت پذیر کنند. ما نمی خواهیم مچ گیری کنیم می خواهیم از شهرداری حمایت کنیم و از شهردار هم بپذیرد ما به عنوان شورای شهر، باید از حقوق مردم صیانت کنیم.

 

 

 

چرا نظارت بر شهرداری اولویت اصلی شما در شورای چهارم شده، مگر شعارهای انتخاباتی اکثر اعضای فعلی این نبود که شورای شهر، شورای شهرداری باقی نمی ماند؟

 

بحث شورای شهر و شهرداری وقتی مطرح می شود که مدیریت واحد شهری محقق شود. هنوز شوراهای شهر، شورایهای شهرداری اند یعنی هنوز ادارات برق، گاز، فاضلاب، پلیس راهور، ادارات آموزش و پرورش زیرمجموعه شهرداری قرار نگرفته اند. برای احقاق مدیریت واحد شهری که در کشورهای توسعه یافته انجام شده، تمام تصدی گری شهرها بر عهده شهرداران است و این برای دولت مرکزی و نظام هم خوب است که حاکمیت ملی داشته باشد نه حاکمیت شهری. در همین رابط جلسه ای را با نمایندگان مجلس داشتیم و در کارگروه مشترک شورای شهر و مجلس و دولت عرض کردم به نظرم واقعا این فرصت تعامل بین شورای شهر و مجلس و دولت ایجاد شده مهمترین فرصت تاریخی برای تحقق اصل 7 قانون اساسی و مدیریت واحد شهری است. اگر در این فرصت تاریخی مدیریت واحد شهری محقق نشود، دیگر قابل تحقق نیست. انصافا شورای چهارم توانست تعامل خوبی را در سطح دولت و وزرا برقرار کند. به نظرم اگر قرار است مشکلات شهر تهران با توجه به پیچیدگی ها حل شود، باید چالش تبدیل به دغدغه شود. اگر اینطور نشود، عملا حل نشدنی است.

 

 

 

دستاوردی هم داشته؟

 

در موضوع آلودگی هوا، آمار می گفت سالانه هزاران نفر جانشان را به خاطر آلودگی هوا از دست می دهند. شورای شهر چندین جلسه علنی و غیرعلنی این مسئله را مطرح کرد. این دغدغه باعث شد مسئله در پارلمان ملی مطرح شود و به طرح انتقال پایتخت منجر شد. هر چنداین طرح شکست خورده و انجام نشدنی است، ولی این دغدغه مبارک است که بحث در سطح دولت و مجلس مطرح شد. این دغدغه باعث شد کارگروه هشتم بعد از انقلاب در دولت برای حل مشکلات شهر تهران تشکیل شود و نهایتا وزیر نفت به شورا آمد و گفت به هر میزانی که شهرداری نیاز داشته باشد برای حل مشکل آلودگی هوا، پول می دهم.

اگر چیزی دغدغه شود، بودجه اش تامین می شود. اینطور نیست که بیاییم برای تامین بودجه شهر خلاف کنیم و درآمدزایی کنیم. حرف ظاهرا درست است که باید پول اداره شهر را درآورد، ولی باید بدانیم در نهایت باید درآمد پایدار داشته باشیم و وزیر نفت هم گفت با توصیه رئیس جمهور و تصویب مجلس، ما مبلغ ناشی از صرفه جویی سوخت که به جیب دولت می رود، بیش از این مبلغی است که به شهرداری می دهد.

 

واقعیت این است که شهر تهران در یک ناهنجاری در طی 100 سال توسعه یافته. اعتقاد داریم رفع مشکلات شهر تهران در بحث ترافیک و حمل و نقل حل شود، امکان پذیر نیست. نه تنها در تهران، بلکه در سایر شهرهای بزرگ جهان هم ترافیک هست. تولید خودرو و توسعه فناوری، مشکل عمومی همه کلانشهرهاست. در شهر تهران، نقطه اوج ما گره ترافیکی است و به خاطر همین در سطح مجلس و دولت، دغدغه ایجاد می شود و با وجود عدم داشتن نقدینگی تعهد می کند که پول بدهد. وزیر نفت حتی گفت آقای رئیس جمهور گفت حتی اگر لازم شده اتوبوس بهتری وارد می کنیم. فکر می کنیم با این ریل گذاری شورای شهر و ایجاد کارگروه و تعاملات خوب شهرداری تهران با سایر کشورها از جمله چین و گشایش اعتبارات، در توسعه مترو، در دوره چهارم، اتفاقات خوبی بیفتد. گرچه در برنامه 5 ساله قرار است 150 کیلومتر مترو ایجاد شود، ولی در نهایت 700 کیلومتر مترو باید ایجاد شود و امیدواریم این میزان را در شورای چهارم ایجاد کنیم. شرایط قطعا در طول دوره شورای چهارم و برنامه پنج ساله دوم بهتر می شود.

 

 

 

یعنی کی می توان امیدوار بود مشکل ترافیک تهران حل می شود؟

 

نمی توان تنها شهرداری را مقصر دانست، شهر تهران شکل گرفته و هر جایی که به آن فشار آورده می شود، جای دیگری خود را نشان می دهد. در حوزه شبکه معابر، شهرداری از برنامه هم جلوتر است. در زمینه سخت افزاری شهرداری اقدامات خوبی انجام داده و به نظر می رسد دیگر جای کار ندارد. مثلا کلا شورای شهر مخالف دو طبقه کردن اتوبانهاست، نمونه هم می خواستیم اتوبان صدر را دیدیم که تاثیر چندانی در روان سازی ترافیک نداشت و در بحث سیما و منظر شهری آسیبهایی وارد کرده و کلا بخش زیادی از مردم آن منطقه از زندگی ساقط شده اند. لذا معتقدیم شهر تهران، امکان توسعه مترو دارد. این چه کاری است اتوبان را دو طبقه کنیم؟ برخی از کشورها که اتوبان دو طبقه می زنند به دلیل این است که آبهای زیرزمینی شان بالاست، در تهران، این سفره آبهای زیرزمینی پایین است و امکان توسعه مترو داریم برای چه باید اتوبان را دو طبقه کنیم؟

 

 

 

آیا شهرداری توانسته این تعامل را با شورای شهر ایجاد کند که او هم پابپای شورا، در نگرش خود تغییر دهد؟

 

ما روی مسئله دیگری کار کردیم که این مشکل را حل می کند؛ نظارت اجتماعی. با سیاستی که شورای شهر پیش گرفته، نظارت اجتماعی تقویت شده است و شهرداری دیگر نمی تواند هر کاری خواست بکند. شورای چهارم علی رغم شایبه سیاسی که داشتند ایجاد می کردند، بالنده شد و افراد سیاسی ما هم که در شورا بودند، با وزن نسبتا برابر کار کارشناسی انجام می دهند. آنجایی که مردم حساسند و از حاشیه سازی خسته شده اند، کار به صورت کارشناسی مطرح می شود و در این بین، نقش شخص آقای مسجدجامعی به عنوان رئیس شورا مهم بود. این اعتماد سازی بین شهروندان و شورای شهر که دیدند مسایل پیگیری می شود، مردم دیدند اثر دارد.

 

 

سرنوشت پروژه های رها شده بابک زنجانی مانند خیابان ایران زمین و تقاطع ولی عصر و خدامی چه می شود؟

 

بابک زنجانی به دولت بدهکار است و بحث او دیگر قضایی شده و نهایت دولت می تواند اموالش را از طریق دادگاه مصادره کند و شهرداری هم بدهکار دولت می شود و حتما با هم تهاتر می کنند.