*محمد سالاری

فضای سیاسی نیازمند بازگشت به اخلاق


با گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب که مبتنی بر اندیشه ها و ارزش های اخلاق مدارانه اسلامی بنیان نهاده شده ، کمترین توقع، نهادینه شدن اصول اخلاقی در جامعه و به خصوص پایبندی نخبگان سیاسی و مدیران کشور به حفظ ارزش های اخلاقی و توجه به تاثیرات آن در بطن جامعه است و نه رواج دروغ و اصرار بر آن و حرمت شکنی بزرگان در سطوح مختلف.

متاسفانه امروز شاهد افزایش روند رو به رشد بداخلاقی های سیاسی از سوی برخی مسئولان و کسانی هستیم که خود را مدعی و پرچمدار پایبندی به اصول معرفی می کنند و عجیب آنکه با نفی دیگران و با تکرار این موضع، به نوعی خود حق پنداری رسیده اند، به گونه ای که برای آنان رسیدن به هدف با هر وسیله ای توجیه پذیر است و در این میان هیچ ابایی از زیر پا گذاشتن انصاف و عدالت ندارند.

صدور سریالی تکذیبیه ها از سوی بخش های مختلف دولت و به ویژه دستگاه دیپلماسی کشور در روزهای اخیر نمونه ای از مواجهه با همین تفکری است که فرسنگ ها با اخلاق فاصله گرفته و این در شرایطی است که طیف خاصی از مخالفان دولت و اصلاح طلبان، به نوعی بی پروایی در نشر اخبار ساختگی و غیرواقعی رسیده اند و فاصله زمانی بین تکذیب گفتار آنها به حداقل رسیده و این امر به دلیل آن است که در گذشته برای رفتارهای مشابه هیچ هزینه ای نپرداخته و خود را در حصاری از مصونیت حس می کنند.

بی شک ادامه این روند و تنزل اخلاق و عدم رعایت انصاف در گفتار، از سوی برخی اقتدارگرایان و بی توجهی به عواقب تسری این رفتارهای خارج از عرف در جامعه، منجر به کاهش اعتماد عمومی و فاصله بین مردم و حاکمیت خواهد شد که این امر برخلاف مصالح کشور و امنیت ملی و لطمه ای جبران ناپذیر بر انسجام داخلی خواهد بود.

در این خصوص باید اذعان داشت که گروه نخبگان سیاسی یکی از موثرترین الگوهای مرجع در جامعه هستند و به همین سبب برآیند رفتار و عملکرد مدیران در سطوح مختلف، تاثیر محسوسی بر طرفداران و مخالفان آنان خواهد گذاشت و در صورت رواج بدون عقوبت دروغ، تهمت و نشر اخبار تخیلی، آرامش روانی جامعه با ایجاد بسترهای تقابل بین توده های مردم با مخاطرات جدی رو به رو و فضایی همانند ایام انتخابات در کشور نهادینه خواهد شد و در شرایطی که کشور با موجی از تحریم های یکجانبه رو به روست و مشکلات داخلی به ویژه بحران اقتصادی، گذران زندگی را برای بسیاری از اقشار جامعه سخت و آستانه تحمل مردم را به شدت کاهش داده، ایجاد التهاب و نگرانی و رودرو قرار دادن طیف های مختلف جامعه، نه تنها برخلاف منافع ملی بلکه بازی در زمین دشمن و آماده کردن بستر بحران های اجتماعی خواهد بود که باید به شدت از آن پرهیز شود و در این مسیر بازگشت به اخلاق و ترجیح مصالح کلان کشور بر منافع جناحی و لزوم حاکمیت عقلانیت بر رفتارهای سیاسی ضرورتی انکار ناپذیر می باشد.

پایداری طیفی از اصولگرایان بر تداوم مسیر اشتباه گذشته با عنایت به فراگیری فضای مجازی و گسترش روزافزون سرعت اطلاع رسانی که باعث شده تا کوچک ترین رفتار و موضع گیری ها از نگاه مردم دور نماند، اصرار به نوعی تقابل با مطالبات اکثریت مردم و سنگ اندازی در مسیری است که به تفاهم و همگرایی جناح های سیاسی در داخل و تعامل عزتمندانه با جامعه بین الملل منتج می شود و تردیدی نیست که این منش سیاسی، شیوه ای غیراخلاقی است که بر معضلات کشور می افزاید و راه را برای مخالفان واقعی مردم و حاکمیت هموار می کند.

پشتوانه رسانه ای این تفکر و عدم برخورد با آن موجب شد تا در روزهای اخیر شاهد برخی خلاف گویی ها و حرمت شکنی ها در کشور باشیم که نشات گرفته از نوعی مطلق انگاری و خود حق پنداری در اندیشه سیاسی کسانی است که نگاه سیاه و سفید به مسائل داشته و در منش آنان اعتدال، انصاف و سعه صدر جایی ندارد و البته باید امیدوار بود که با نهیب بزرگان و زعمای قوم، اگر به اصلاح خود نمی پردازند حداقل از تقابل با اکثریت مردم و تنش آفرینی های هزینه زا دوری کنند و اجازه دهند تا طیف های مختلف سیاسی و توده مردم دوران پرچالش کنونی را با کمترین تنش پشت سر بگذارند.