*محمد سالاری

حمله به دولت يا بيانيه انصراف؟


در حالي که کمتر از يک ماه و نيم تا آغاز انتخابات رياست جمهوري باقي است، اردوگاه اصولگرايان همچنان دستخوش گمانهزنيهايي است که نشان از دور از دسترس بودن اجماع بر سر يک کانديداي واحد دارد. در چنين شرايطي اعلام عدم کانديداتوري شهردار تهران در روز گذشته که با بيانيهاي تاسف آور دولت فعلي که تبلور خواست اکثريت مردم ايران است را ناکارآمد قلمداد کرده و خواستار تغيير رييس جمهور منتخب ملت شده است را شايد بتوان در راستاي تلاشي براي اجماع اصولگرايان بر روي نامزدي واحد تحليل کرد اما بيشک نبايد از محتواي اين بيانيه که بيشتر با هدف تخريب چهره دولت تدبير و اميد و شخص رييس جمهور نگارش شده به سادگي گذشت.

قاليباف در حالي دولت و به خصوص روحاني را به سوء مديريت متهم و نوک پيکان انتقادات را متوجه رييس جمهور ميکند که در دو انتخابات سالهاي 84 و 92 ميزان مقبوليت خود را در ميان ملت ايران به بوته آزمايش گذاشته و نتيجهاي جز شکست را در کارنامه خود ندارد و در سال هاي گذشته به ويژه درماههاي اخير نيز مديريت وي در شهرداري تهران با انتقادات بسياري مواجه شده که تنها با تنفس مصنوعي توسط اعضاي اصولگراي شورا و برخي نمايندگان همفکر خود در مجلس توانست از بخش مراقبتهاي ويژه تحقيق و تفحص جان سالم به در ببرد. عجيب است که در دولت گذشته که کشور را به بحرانيترين روزهاي خود از نظر اقتصادي و اجتماعي کشاند و تقابل با جهان را براي ملت به ارمغان آورد و ملت هر روز شاهد گرانيهاي افسار گسيخته بود و حتي در زمان قهر و خانه نشيني رييس دولت قبل، هرگز شاهد بيانيه و انتقاداتي چنين تند و تيز از جانب قاليباف نبوديم. بيترديد عصبانيت شهردار تهران که در متن منتشر شده بروز و ظهور يافته، ميتواند از تحليل راي و نظر مردم نسبت به مديريتش در شهرداري تهران و ميزان مقبوليتش در جامعه نشات گرفته باشد اما نبايد فراموش کرد که چشم فرو بستن بر دستاوردهاي دولت تدبير و اميد در عرصههاي داخلي و خارجي و فراموش کردن تعمدي آنچه روحاني از دولت قبل به ارث برده بود نه تنها مدبرانه و رفتاري انقلابي محسوب نميشود بلکه اينگونه بيانيههاي تخريبي در ايجاد دو قطبيهاي کاذب انتخاباتي و غبارآلود کردن فضاي جامعه که ميتواند فضاي آرام و اخلاقي مورد نظر رهبر معظم انقلاب و مردم را با چالش مواجه کند به طور قطع و يقين با هوشمندي مردم در روز انتخابات پاسخ داده خواهد شد. اداره بخشنامه اي شهر تهران با وجود طرح هاي مصوب و تذکرات پي درپي ، عدم ارائه اسناد هزينه کرد برخي پروژه ها، گران اداره شدن شهر از جيب مردم و عدم انجام تکاليف طرح جامع و طرح تفضيلي شهر تهران با وجود گذشت 10 سال از تهيه و تصويب طرح از جمله سوالات و ابهاماتي است که عملکرد ضعيف ايشان را در مديريت شهري نشان مي دهد.

شهردار تهران در حالي دولت را به ناکارآمدي متهم کرده است که در طول بيش از يک دهه گذشته با وجود هزينه کرد بيش از 120 هزار ميليارد تومان آن هم با توسل به تراکم فروشي ناشي از بارگذاري وافزايش جمعيت پذيري از يک سو و فروش قسمت عمده املاک و اراضي ارزشمند شهر تهران که مي توانست براي هميشه تاريخ محل ايجاد درآمدهاي پايدار شهر تهران باشد، شاهد چالشها و مشکلات جدي درحوزه کيفيت زندگي شهروندان تهران و نگراني و دغدغه عميق در خصوص نحوه اداره آينده شهر هستيم و بدهي قابل توجه شهرداري به اشخاص حقيقي و حقوقي از يک طرف وانبوه پروژه هاي نيمه تمام مناطق 22 گانه از جمله شواهد و قرائن تبديل شهر تهران به سرزمين سوخته مي باشد. ايکاش شهردار تهران عدم کانديداتوري خود را با سرلوحه قرار دادن نياز فضاي سياسي کشور به آرامش و با بيانيهاي در حمايت از همفکران خود اعلام ميکرد تا با بيانيهاي منحصر به فرد و سراسر پرخاش و براي تخريب دولت و به خصوص رييس جمهور منتخب ملت.