شیوع پدیده «بافت فرسوده مدرن» در پایتخت


بررسی سیر تاریخی کلانشهرهای کشور، به خصوص تهران در یک دهه گذشته نشان می‌دهد که بسیاری از این مناطق در ابتدا روستا بوده و در نهایت به کلانشهری بزرگ با ساخت‌‌وسازهای غیرمتعارف تبدیل شده‌اند و ساخت‌وسازهای مجاز و غیر مجاز که به بافت فرسوده مدرن معروف شده در این شهرها رشد و نمو داشته است.

 

آنا -گروه اجتماعی- ممکن است برای شما هم اتفاق افتاده باشد که خانه جدید را در یکی از مناطق شهر خود اختیار و با اطمینان از نوساز بودن و ایمنی آن، اسباب کشی کنید اما با گذشت چند روز کم‌کم متوجه مشکلات زیرساختی خانه می‌شوید؛ لوله‌ها دچار ترکیدگی می‌شوند، ظرفشویی گرفتگی پیدا می‌کند و اتفاقاتی از این دست باعث می‌شود تا از خود بپرسید که چرا خانه نوساز باید دچار چنین مشکلاتی شود.

 

رئیس کمیسیون شهرسازی و معماری شورای شهر تهران مشکلات این دست ساخت‌وسازها را در پاسخ به خبرنگار آنا اینطور ارزیابی می‌کند: این مشکلات در ساختمان‌هایی ایجاد می‌شود که در ساخت آنها از تکنولوژی‌های جدید استفاده شده اما مصالح خوبی برای آن مصرف نشده و بنابراین چنین سازه‌هایی «‌بافت فرسوده مدرن» محسوب می‌شوند.

 

محمد سالاری می‌گوید: بافتی که به عنوان «بافت فرسوده» در مصوبات شورای عالی شهرسازی و معماری و در طرح جامع تعریف شده است باید دارای سه مولفه ریزدانگی، نفوذناپذیری و ناپایداری باشد. به این معنی که خود ساختمان به ذاته ناپایدار و احتمال ریزش داشته باشد، کوچه‌های تنگ و باریک داشته باشد که امکان تردد در آن یا وجود نداشته باشد یا کم باشد و در نهایت ریزدانگی آن موجب ایجاد مشکلاتی در تامین پارکینگ و خدماتی از این دست داشته باشد.

 

3هزار و 700 هکتار بافت فرسوده و 8 هزار هکتار بافت ناپایدار در شهر تهران

 

او با ابراز تاسف از وجود 3 هزار و 700 هکتار بافت فرسوده و 8 هزار هکتار بافت ناپایدار در شهر تهران، یادآور می‌شود که اکنون دیگر وجود این وسعت بافت فرسوده تنها دغدغه مسئولان شهری نیست و امروزه شاهد ایجاد ساختمان‌هایی هستیم که در دهه‌های گذشته ساخت آنها آغاز شده و اکنون نیز ادامه دارد و بیشتر در حاشیه شهرهای بزرگ در حال رخداد است و به آن «بافت فرسوده مدرن» می‌گویند.

 

سالاری این نوع بافت فرسوده را دارای عمر کمی می‌داند که هرچند با تکنولوژی روز ساخته می‌شوند اما متاسفانه هیچکدام از اصول نظام مهندسی و مقررات ملی ساختمان و موضوعات مربوط به شهرسازی از جمله در نظر گرفتن سرانه‌های شهرسازی و رعایت مبانی شهرسازی و معماری در ساخت این بناها مشاهده نمی‌شود.

 

عضو شورای شهر چهارم، ساخت مسکن مهر در بسیاری از شهرها را مصداق بارز به وجود آمدن بافت فرسوده مدرن می‌داند که نظارت در فرآیند ساخت و ساز آن صورت نگرفته است.

 

او می‌گوید که اکنون در شهرهای اقماری و به خصوص در اطراف شهر تهران که حریم مشاعی نیز ندارند، مسابقه برای ساخت‌وساز بالا، برای کسب درآمد آغاز شده و این در حالی است که این شهرها پیش از این یا نبوده‌اند یا روستایی بوده‌اند که با طرح هادی یا طرح تفصیلی محدود اکنون به شهر تبدیل شده‌اند. بنابراین ساخت‌وساز در آنها خارج از طرح‌های مصوب انجام می‌شود.

 

سالاری می‌گوید: با توجه به اینکه در فرآیند ساخت‌وساز، امکان صدور پروانه برای چنین سازه‌هایی وجود ندارد، بنابراین شوراها و شهرداری‌های این شهرها و شهرک‌ها نیز چشم خود را می‌بندند تا مردم تخلف انجام دهند و در مقابل در کمیسیون ماده 100 و کمیسیون ماده 9 از آنان عوارض چندبرابری می‌گیرند.

 

دغدغه مدیران شهری جلوگیری از جمعیت‌پذیری شهرهای اقماری باشد

 

به باور این عضو شورای شهر چهارم صادر نشدن پروانه ساختمانی برای ساخت‌وساز در محدوده خارج از کلانشهرها باعث شده تا امروزه شاهد حضور مجری و مهندس ذی‌صلاح و نظارت بر ساخت و ساز در این مناطق نباشیم و هر لحظه احتمال ریزش این ساختمان‌ها وجود داشته باشد. بر همین اساس نمی‌توان مشکلات شهر تهران را به محدوده قانونی آن محدود دانست و در اصل ما باید حساس باشیم و دغدغه مدیران شهری باید جلوگیری از گسترش جمعیت‌پذیری در شهرهای اقماری باشد.

 

رئیس کمیسیون شهرسازی شورای شهر تهران افزایش جمعیت در بافت‌های فرسوده مدرن را عاملی در کاهش سرانه‌ها در کلانشهر تهران ارزیابی و اضافه می‌کند: امکاناتی که در شهر تهران وجود دارد به لحاظ علمی و پژوهشی و اشتغال باعث می‌شود ساکنان شهرک‌های اقماری خانه دومی در کلانشهر تهران داشته باشند و این خانه دوم نیز عاملی در افزایش جمعیت شهر و کاهش سرانه‌های خدماتی می‌شود.

 

بنابراین به گفته او باید نسبت به تغییراتی که در محدوده قانونی شهرها و به خصوص تهران صورت می‌گیرد، حساس بود و براساس گفته آخوندی، وزیر راه و شهرسازی باید در کلانشهرها به سوی حکمروایی واحد حرکت کنیم، یعنی فرمانداری‌ها در کلانشهرها باید در شهرداری‌ها تلفیق شده و صرفا به عنوان یک واحد در استانداری یا وزارت کشور به عنوان نهادی برای برگزاری انتخابات سیاسی محسوب شود که البته اکنون این طرح در قالب لایحه مدیریت شهری به دولت ارائه شده است.

 

سالاری در ادامه سخنانش از وجود دو حکمروایی شهری یعنی فرمانداری و مدیریت شهری در کشور خبر می‌دهد که مشکلات بسیاری را ایجاد کرده و مصداق بارز آن صدور پروانه‌های ساخت‌وساز توسط شهرداری در شهرهای بزرگ و بی‌اختیاری شهرداری در این زمینه در شهرهای اقماری است که به علت ساخت‌وساز در خارج از محدوده قانونی شهر، بخشداری‌ها و فرمانداری‌ها کار صدور پروانه را به عهده می‌گیرند و این خود تخلفات را افزایش می‌دهد.

 

او مدعی است که صدور پروانه ساخت‌وساز در شهرک‌های اقماری در اختیار شورا و شهرداری نیست؛ زیرا در این مناطق طرح هادی پر شده و خارج از طرح هادی و طرح تفصیلی ساخت‌وساز انجام می‌شود که این کار تخلف محسوب می‌شود. باید توجه داشت که ما نمی‌توانیم به یکباره شهرها را ایجاد کنیم و مردم را گسیل کنیم و بگوییم بروید در آنها زندگی کنید؛ بلکه شهر باید در یک فرآیند تدریجی ایجاد شود.

 

«بافت فرسوده مدرن» من‌درآوردی بوده و پایه علمی ندارد

 

رئیس کمیسیون شهرسازی شورای شهر تهران در حالی نظریه بافت فرسوده مدرن را مطرح می‌کند که رئیس کانون سراسری انبوه‌سازان با رد این ادعا به آنا می‌گوید: چنین اصطلاحی من درآوردی بوده و معنا و پایه و اساس علمی ندارد زیرا اگر بافتی فرسوده محسوب می‌شود دیگر نمی‌توان به آن لقب مدرن داد.

 

ایرج رهبر با دفاع از ساخت‌ سازه های انبوه در شهرک‌های اقماری و به خصوص «مسکن مهر» که در دولت دهم طرح ساخت آن ارائه و آغاز شد، تاکید می‌کند که از سال 74 که قانون نظام مهندسی در کشور به تصویب رسید تا سال 87، هنوز نتوانسته بودیم براساس قانون کشور مسکن ارزان قیمت را در اختیار قشر متوسط و رو به پایین جامعه قرار دهیم و مسکن مهر توانست این قانون را اجرایی کند.

 

رئیس کانون سراسری انبوه‌سازان می‌گوید: در عوض انتقاد و سرکوب باید طرح‌هایی مانند مسکن مهر را که در حاشیه شهرها ساخته می‌شوند، تشویق و نواقص آن را رفع کرد؛ زیرا این طرح‌ها معیشت را برای مردم آسان‌تر می‌کنند. چطور در شورا و شهرداری اجازه می‌دهند هر فرد غیر متخصصی اقدام به ساخت‌وساز کند اما در اطراف شهر وقتی یک وزارتخانه تصمیم به ساخت و ساز آن هم به وسیله متخصصان می‌گیرد با آن مخالفت می‌شود؟ مدیریت شهری باید در این خصوص پاسخگو باشد.

 

از دیرباز اختلاف‌هایی بین مدیریت شهری و نظام مهندسی کشور به خصوص انبوه‌سازان وجود داشته و این گزارش به خوبی نشان می‌دهد که هنوز رئوس ساخت‌وساز در کشور که مهم‌ترین آنها مدیریت شهری و نظام مهندسی هستند، در عمل هیچ تفاهمی نسبت به مفاهیم شهرسازی نداشته و هر راس براساس اعتقادهایی که دارد درباره ساخت‌وسازها و بافت‌های فرسوده سخن می‌رانند.

 

 

 

بنابراین هنوز نمی‌توان به جد گفت که خانه‌های نوسازی که در شهرها یا شهرک‌های اقماری و بزرگ با مصالح ارزان قیمت ساخته و به فروش می‌رسد و با گذشت مدتی از آن کم کم دچار مشکلات جدی می‌شود، بافت فرسوده مدرن یا دیکته نانوشته محسوب می‌شوند یا خیر. به نظر می‌رسد بر اساس آنچه گفته شد رسیدن به مدیریت یکپارچه شهری بتواند چنین مشکلی را حل کرده و نظام مهندسی و مدیریت شهری را با هم همراه کند.